جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

712

تحفة الملوك ( فارسى )

تفاوت مىكند ، پس بعضى از آن‌ها كاذب و خلاف واقع و بعضى ديگر از آن‌ها صادق و مطابق واقع مىباشد . اما رؤياى كاذبهء مختلفه ، پس به درستى كه اين‌كس مىبيند آن را در اول شب خود كه وقت تسلط و هجوم و غلبهء مرده و فسقه از شياطين و اجنه است . و اين است و جز اين نيست كه آن چيزى كه در آن‌وقت ديده شده است چيزى است كه به خيال اين‌كس درآورده شده است در همين عالم عنصرى كه مرتبط به عالم اشباح اسفل السافلين است و جاى و محل شياطين و اجنه است ، نه اين‌كه به سبب ترقى نمودن و اطلاع يافتن نفس بر عالم ارواح عليين و برداشتن صورت را از عالم اشباح عليينى ايضا باشد . و اين قسم از رؤيا دروغ و مخالف واقع است و خير در آن نمىباشد . و اما رؤياى صادقه ، پس آن است كه ببيند آن را اين‌كس بعد از دو ثلث از شب كه با نزول ملائكه و قبل از وقت سحر است ، پس اين قسم از رؤيا صادق و راست است و خلاف واقع نيست ان شاء اللّه تعالى ، مگر اين‌كه اين‌كس جنب بوده باشد يا بر غير طهارت و وضو بخوابد و ذكر و ياد خداوند را بر آن طورى كه شايد و بايد ننمايد . پس در اين صورت ، آن رؤيا ايضا خلاف واقع است و بر صاحب خواب دير بروز مىنمايد . پس در اين حديث بيان فرموده‌اند كه اگر از براى نفس و روح اين كس با آن‌كه از سعدا و از اهل قصد و همت عاليهء اخرويه است مانع و حجاب و نقصانى باشد مثل امتلاى معده كه مانع و حجابى است طبيعى و موجب تشويش قواى ادراكيه و غلبهء قوهء خيال و واهمه و مخلوط شدن با شياطين و اجنه است و غالبا در نصف اول از شب مىباشد و مثل جنب بودن و بىوضو و به غير ذكر و ياد خدا خوابيدن كه مانع و حجابى است نفسى و موجب بعد و دورى نفس از عالم قدس ارواح عليين مىگردد ، چون‌كه آن عالم مناسبتى با عالم رجس و غفلت ندارد ، پس در اين دو صورت ، ترقى نمودن و مطلع شدن روح به عالم ارواح ممكن نيست و آن‌چه را كه در رؤيا ديده است از صورى است كه در عالم خيال همين قالب عنصرى و از عالم اشباح سجينى از مخالطه با شياطين و اجنه به‌هم رسيده است و حقيقت ندارد . و شايد كه آن‌چه را كه ديده است واقع بشود اما بر سبيل اتفاق است نه از راه توافق داشتن و مطلع شدن روح است بر حقيقت و اصل آن . و اين معناى فقره‌اى است كه